رابینز رابینز .

رابینز

چگونه غر زدن و افکار منفی را ترک کنیم

در این مقاله از رابینز قصد داریم در مورد اینکه چگونه غر زدن و افکار منفی را ترک کنیم و اینکه غر زدن در زندگی ما چه تأثیری دارد صحبت کنیم.

مدتها پیش، در حالی که از خیابان عبور می‌کردم، ماشینی با سرعت بالا از گوشه ای به سمتم آمد. به سرعت خودم را به عقب پرتاب کرده و شروع به داد زدن کردم تا توجه راننده را جلب کنم. راننده که متوجه من شده بود به سرعت ترمز گرفت و مسیرش را برای عدم برخورد با من منحرف کرد.

اگر راننده فقط چند ثانیه دیرتر واکنش نشان میداد،  من با سر به آسفالت برخورد کرده و به احتمال بسیار زیاد می‌مردم.

شروع به داد زدن کردم، او را احمق خطاب کردم و به رد شدن از خیابان ادامه دادم، برای من فقط چند لحظه کوتاه زمان برد تا آرامشم رو دوباره به دست بیاورم و وقتی این اتفاق افتاد، زندگی من بدون فکر کردن به اتفاق رخ داده، ادامه پیدا کرد.

اما اگر چند سال قبل این اتفاق برای من می‌افتاد، همه چیز بسیار متفاوت‌تر بود.

همین حادثه کوچک به سایر جنبه های زندگی من نیز نفوذ میکرد و احتمالا زمان و انرژی بیشتری را از من می‌گرفت. احتمالا به خانه می‌رفتم. وسایلم را پرت میکردم و با هم خونه‌ایم در مورد اینکه راننده چقدر احمق بود، رانندگان بد چقدر میتوانند باعث مرگ شوند، چرا مردم بیخیال شدند و قوانین چقدر بد شده است صحبت می‌کردم. و قطعا این داستان رو برای خانواده، دوست، همکار و بقیه آشنایان نیز تعریف می‌کردم.

با هر تعریف، تمام آن ۱۰ ثانیه از اتفاقی که رخ داده رو مرور می‌کنم و من هربار با هر تعریف به آن واکنش نشان می‌دهم. سالها طول کشید تا متوجه شدم که چگونه این رویکرد باعث خواهد شد تا از آنچه که هستم منفی تر باشم. ولی این معمولی است؟ نه؟ همه‌ی ما نیاز داریم تا گاهی خودمان را خالی کنیم. خب مشکلش کجاست؟ بالاخره این یک تجربه بود که امکان داشت باعث مرگ شود. حداقل ارزش تعریف کردن را دارد. ندارد؟

این دلیلی است که معمولا خودم استفاده میکنم. و مطمئن هستم شما هم هر موقع که در زندگی غر میزنید از همچین دلیلی استفاده میکنید. از نحوه زنگ خوردن ساعت سر صبح تا مشکلات با خانواده، مدرسه، کار و یا هرچیزی دیگر.

ولی حقیقت بسیار ساده‌تر از این است: غر زدن همیشه بد است، چه با بهانه و چه بدون آن.

واقعا غر زدن یکی از بدترین‌هاست
همه مردم غر زدن را دوست دارن. چون راحت و محبوب است و همه از آن خوششان می‌آید. به همین خاطر وقتی شخصی مثل من بلند می‌شوم و می‌گویم که غر زدن به معنای واقعی کلمه به درد نخور است، مورد برخورد مردم قرار می‌گیرم.

پس اجازه بدید تا یک مساله‌ را روشن کنم – همه حرف‌های منفی، غر زدن به حساب نمی‌آید. حرف‌های منفی نیز می‌تواند مفید باشد. اینگونه صحبت‌ها می‌تواند باعث تحلیل مشکلات شود، در مقابل ناعدالتی‌ها بایستد، با زورگویی و ظلم مبارزه کند و از این دست اتفاق‌های خوب رقم بزند.

ببینید من به شدت آدم غر غرویی بودم. میدونم. هرکسی دلیل خودش را برای غر زدن و شکایت کردن دارد که نشان دهد «اونقدر‌ها هم بد نیست» و «باعث میشه شما حس بهتری داشته باشی» و « باعث حل کردن مشکلات میشود‌». تمامی این موارد اشتباه است و من این مساله رو به شما اثبات خواهم کرد.

اجازه دهید با هم بعضی از این توجیهاتی که احتمالا استفاده میکنید رو بررسی کنیم:

شما ناچارید در مورد مسائل منفی صحبت کنید تا بتوانید آنها را حل کنید
در واقع تحلیل یک مساله و یا انتقاد در مورد یک شرایط بد به منظور بهبود اوضاع می‌تواند بسیار مفید باشد. ابدا هیچ مشکلی در آن وجود ندارد. اما آن چیزی که غر زدن و شکایت کردن در پیش دارد آن است که هیچ تغییری در نتیجه صورت نمیگیرد. این فقط صحبت منفی بدون هیچ دلیلی است.

صحبت‌های منفی هیچ مشکلی را حل نمی‌کنند و یا واقعیتی را تغییر نمی‌دهند. همچنین هیچ راه حل و یا درس یا تجربه‌ای که دوباره با آن مشکل مواجه نشویم را ارائه نمی‌دهد. به سادگی در این موارد چیز دیگری را مقصر میدانیم. اتهام زدن به همه برای همه مشکلات خیلی ساده است اما چطور است تا گاهی آن انگشت را به سمت خودتان هم بگیرید؟

دنیا به سمت منفی شدن پیش می‌رود و شما نمیتوانید از آن دوری کنید
ولی، این چه ارتباطی با شکایت کردن و غر زدن دارد؟ بله، درست است که همیشه چیز‌های منفی در دنیا وجود دارد. ولی این بدان معنی نیست که شما همیشه در مورد آن‌ها حرف بزنید. شما می‌توانید به راحتی بر روی نکات مثبتی که در دنیا وجود دارد تمرکز کنید و درمورد آنها صحبت کنید. ولی این کار را نمی‌کنید، درست است؟

منظورم من این نیست که شما باید همیشه و در همه جا مثبت فکر کنید و نکات منفی حتی زمانی که اوضاع به شدت بهم ریخته است را نادیده بگیرید. منظور من این است که چیز‌هایی که باعث غر زدن و شکایت شما در طول روز می‌شود موارد بسیار بی‌اهمیتی است و شما به راحتی میتوانید آنها را نادیده بگیرید. در واقع آن‌ها اصلا مهم نیستند مگر آنکه شما به آنها اهمیت بدهید.

داستانی که در ابتدا تعریف شد را به خاطر دارید؟ آن اتفاق میتوانست یک حادثه بی معنی و یا یک اتفاق مرگبار باشد و این به نحوه برداشت من از آن اتفاق بازمیگردد. از طرفی، اتفاقات بد همیشه در حال رخ دادن هستند و خب مساله بزرگی نیست، از طرف دیگر، من یک قربانی در مرکز تمامی این اتقاقات هستم و نیاز به توجه و دیده شدن دارم.

به نظر شما کدام یک از این دو مورد به شما ظاهر بهتری میدهد؟

هرکسی نیاز دارد تا هر از گاهی خودش را خالی کند

این دقیقا مانند شکایت کردن و غر زدن است. خصوصا در زمان‌های این چنین، بیشتر از آنکه مفید باشد مضر است. البته تخلیه کردن اعصاب خود ممکن است در ابتدا به شما حس بهتری بدهد ولی مطالعات نشان داده است که در بلند مدت باعث افزایش افکار منفی میشود، شما را عصبانی‌تر و آشفته‌تر کرده و احتمال دارد شما به جای راه‌ حل بر روی مشکلات تمرکز کنید.

با این کار شما در هنگام وقوع اتفاق‌های یکسان مجبور به خالی کردن خودتان هستید و این کار خودش انرژی بیشتری را از شما می‌گیرد. تمام حس‌ها و فکر‌های منفی زمانی که راجع به آن صحبت می‌کنید وارد وجودتان می‌شود و باعث می‌شود تا در کل منفی‌تر از قبل باشید. از طرفی باعث می‌شود تا شما همواره به دنبال اتفاقاتی باشید که بتوانید از آن شکایت کنید و غر بزنید، حتی اگر به صورت آگاهانه متوجه آن نباشید.
بعد از مدتی این منفی‌گرایی، پیش‌زمینه ذهنی شما خواهد شد و شما به شخصی تبدیل می‌شوید که همواره در حال شکایت کردن و غر زدن است اما هرگز مشکلی را حل نمیکند.

غر زدن را با چیزی بهتر جایگزین کنید
یک راه خیلی خوب برای کم کردن غر زدن این است که توجهتان را به موقعیتی جلب کنید که باعث غر زدن شما شده است. به جای تمرکز بر روی اتفاقی که باعث بروز افکار منفی میشود، سعی کنید یاد بگیرید که چگونه میتوانید جلوی همچین اتفاقاتی رو در آینده بگیرید.

برخی از نمونه‌های شکایت کردن و غر زدن:
« این اتوبوس احمق برای بار سوم در این هفته نیم ساعت تاخیر داشت و هر بار باعث میشود تا من دیر به محل کارم برسم. واقعا رانندگان بی‌لیاقتی هستند.»

« محمد واقعا اعصاب خورد کن است، همیشه زمانی که قرار داریم تاخیر داره و دیر میرسه. این پسر واقعا مشکل داره.»

« عجب راننده دیوانه‌ای، نزدیک بود من رو به کشتن بده چون که موقع رانندگی موبایل دستش بود. »

راه حل جایگزین این مسائل
« اتوبوس برای بار سوم با نیم‌ساعت تاخیر رسید. از آنجایی که معمولا این اتفاق رخ می‌دهد، سعی میکنم تا خودم را به اتوبوس قبلی برسانم و یک برنامه جایگزین هم برای زمانی که ممکن است با اتوبوس به موقع نرسم داشته باشم. من نمیتونم زمانبندی اتوبوس‌ها رو تغییر میدم ولی میتونم شرایط رو برای خودم مناسب‌تر کنم.»

« محمد همیشه سر قرارهایمان دیر حاضر میشود. از آنجایی که من نمیتوانم روی رفتار او تاثیری داشته باشم میتوانم به قرار گذاشتن با او ادامه ندهم و یا خودم نیز با چند دقیقه تاخیر به آنجا برسم. مثلا به جای ساعت ۷، ۷:۱۵ آنجا باشم.»

« راننده واقعا دیوانه بود، اما همیشه رانندگان بد وجود دارند. باید توی ترافیک هشیار باشم حتی اگر حق با من باشد، همه راننده خوبی نیستند.»


اگر شما در مورد چیزی شکایت میکنید که هیچ ربطی به شما ندارد – عدم اجرای صحیح قانون، رفتارهای افراد مشهور، وضعیت کشور – نتیجه آن دقیقا همان است که قبل‌تر به آن اشاره کردیم. پس در این شرایط لطفا دهانتان را ببندید و یا فکری به حال آن بکنید. داد زدن در مقابل تلوزیون که چرا شرایط رو به وخامت است مشکلی را حل نمیکند، بلکه مشکل را باید اصولی حل کنید.

با غر زدن و شکایت کردن دنیای اطراف خودتان را نه تنها بهتر نمیکنید بلکه از وضعیت الان نیز بدتر خواهید کرد.

غر نزدن و شکایت نکردن حتی میتواند جالب باشد
با این دید نگاه کنید که: غر زدن و شکایت کردن یکی از اصلی‌ترین نشانه‌های عدم اعتماد به نفس و کنترل خود است. این باعث میشود تا افکار منفی و حس‌های منفی خودشان را از طریق رفتار منفی بدون هیچ دلیلی نشان دهند.

وقتی از این دید به قضیه نگاه می‌کنید – که این شکایت کردن تنها یک فکر است که هیچ نیازی به توجه کردن ندارن – راه حل بسیار ساده‌تر می‌شود.

این کار زندگی شما را تغییر میدهد: متد غر نزدن را امتحان کنید. خیلی ساده و خیلی راحت است و باعث میشود تا شما کنترل بیشتری روی غر زدن و افکارتان داشته باشید. تیم فریس اسم این متد را کنترل واقعی ذهن نامیده است.

دستورالعمل:
یک دستبند که به سادگی بتوانید آن را دستتان کنید و یا از دستتان بیرون بیاورید برداشته و آن را دستتان کنید.
هربار که غر زدید و یا از چیزی شکایت کردید، دست بند را روی دست دیگری ببندید. سعی کنید ۲۱ روز را بدون جابجایی دستبند بگذرانید.
تمام.
درواقع این متد بر روی کاغذ به شدت ساده است. اما در واقعیت بسیار عالی نتیجه می‌دهد. این یکی از ساده‌ترین و در عین حال تاثیر گذارترین متدهای کنترل فکر است که تا به حال امتحان کرده ام.

قوانین
غر زدن و یا شکایت کردن یعنی هر بار شما در رابطه با چیزی یا کسی صحبت منفی کردید بدون آنکه راه‌حلی برای آن مشکل داشته باشید.
قسم دادن و یا نفرین کردن به عنوان «تاییدیه شکایت» شناخته می‌شوند و در این سناریو ممنوع است. کیفیت حرف‌های شما کیفیت فکرتان را مشخص می‌کند.
جابجایی دستبند را هرزمان که احساس ناراحتی یا دلشکستگی کردید انجام دهید، حتی اگر آن را بیان نکردید. کنترل کردن خودتان فقط به معنی کنترل رفتار نیست، بلکه کنترل فکر و احساسات را نیز شامل می‌شود. اگر نتوانستید غر زدن را حتی در درون خودتان کنترل کنید، باز هم جابجایی دستبند را انجام دهید.
 

هدف این است که شما از درون اصلاح شوید و تغییر کنید نه اینکه صرفا در مقابل دیگران رفتار مناسبی از خود نشان دهید. اگر احساس کردید در حال اذیت شدن و عصبانی شدن هستید به سرعت اقدامات لازم را برای آرام کردن خودتان انجام دهید. میتوانید با استفاده از عبارت‌های چون « اوکی، من آروم هستم، چیز مهمی نیست»   جلوی انفجار خودتان     (درونی یا بیرونی) را بگیرید. اگر موفق شدید اینکار را انجام دهید نیازی به جابجایی دستبند نیست.

مزایای زندگی بدون غر زدن
به احتمال زیاد شما متوجه نیستید که چقدر شکایت میکنید و یا برای هر چیزی غر میزنید. وقتی من برای اولین بار این متد را امتحان کردم،‌ هر ۱۰ دقیقه یک بار دستبند را جابجا میکردم.

فهمیدن این موضوع واقعا باعث شرمندگی بود. در واقع من اصلا از میزان غر زدن خودم مطلع نبودم تا زمانی که یک جلوه تصویری را به آن اضافه کردم. ولی هرچقدر بیشتر تلاش میکردم تا دستبند را روی فقط یک دست نگه دارم و از جابجایی بپرهیزم، برایم جذاب تر میشد.

واقعا نتیجه بخش بود، در هفته اول غر زدن و شکایت کردنم به شدت کمتر شد، احساس آرامتری داشتم، و به شدت نگاه مثبتی داشتم. هر زمان که سر موضوعی عصبی میشدم دستبند روی دستم به من یادآوری میکرد که: « هی، ارزش ناراحتی را ندارد. اصلا مساله مهمی نیست ».

بر اساس گفته‌های نویسنده این چالش حدود ۶ ماه طول کشید تا ۲۱ روز را بدون شکایت سپری کرد. حتی اگر شما نتوانید تمام ۲۱ روز را پشت سر بگذارید، باز هم احساس قدرت بیشتر و اعتماد به نفس بیشتری خواهید کرد. فقط به این دلیل که ریشه‌کن کردن غر زدن یا شکایت کردن غیر ممکن است، حتی با کم کردن آن هم تغییرات بسیار زیادی را در زندگی مشاهده خواهید کرد. اگر در طول روز ۳۰ بار غر میزدید، کاهش این مقدار به عدد ۱۰ نیز یک تغییر بسیار بزرگ است.

همچنین شما در قضاوت کردن بهتر عمل خواهید کرد. تمرکزتان بیشتر بر روی حل مشکل خواهد بود. این اتفاق باعث می‌شود تا شما ذهن آرام‌تری داشته باشید و بهتر تصمیم بگیرید.

از آن دسته از افراد نباشید که همواره در حال غر زدن هستند و دیگران را مقصر می‌دانند. هیچکس احترامی برای آن دسته از افراد قائل نیست. در مقابل افرادی با اعتقاداتی آرام، که به جای حرف زدن، عمل میکنند و روز به روز پیشرفت میکنند، قابل ستایش هستند.

با این حال شما میتوانید بگویید من اشتباه میکنم یا هیچ ایده‌ای از حرف‌هایی که زدم ندارم که در هر صورت به من اثبات خواهید کرد حق با من است.

و در آخر برای شما آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم این مقاله برای شما مفید واقع شده باشد و اگر شما فکر می کنید دلایل دیگری وجود دارد که باعث می شود غر زدن ما کم تر شود برای ما پائین مقاله کامنت کنید.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۰۱:۱۸ توسط:رابینز موضوع: نظرات (0)

چهار روش کاربردی برای افزایش شانس

خوش‌شانسی چیست؟ آیا خوش‌شانس بودن ذاتی است؟ آیا می‌توان شانس خود را افزایش داد؟ این سؤالاتی است که شاید به ذهن همه ما برسد، ما در این مقاله از رابینز قصد داریم در مورد شانس و روش‌های کاربردی افزایش شانس صحبت کنیم، زیرا خوش‌شانسی باعث می‌شود ما موفقیت‌های بیشتری را کسب کنیم و هر چه انسان خوش‌شانس‌تر باشد رسیدن به اهدافش آسان‌تر خواهد شد.

از لحظه‌ای که به دنیا می‌آیید، بسته به والدین، موقعیت اجتماعی خانوادگی، مالی، وطن و سلامتی‌تان از یک‌میزان شانس برخوردار هستید.

اقبال خوب یا بد شما توسط سمت و سویی که از همان ابتدا انتخاب می‌کنید، تعیین می‌شود.

حالا شما یک فرد بالغ هستید و ممکن است در این فکر باشید که چطور می‌توانید بیشترین شانس را از آنِ خود کنید یا اینکه فکر می‌کنید که چرا بدشانسی می‌آورید. اگر اختصاص دادن قدرت ذهنی به مفهوم شانس به نظرتان کودکانه و ساده انگارانه می‌آید، باید بگویم که شما تنها نیستید! . اگرچه درک نقش شانس در زندگی‌تان و همچنین اینکه چطور می‌توانید ازآنچه دارید بهره ببرید، موضوع بسیار مهمی است که موفقیتتان را افزایش دهید.

محققان نیز در مورد شانس در زندگی ابهاماتی داشتند به‌عنوان‌مثال، یک بیوشیمی دان به نام اوید یعقوب، ۷/۱ میلیون دلار دریافت کرد تا بر روی مفهوم خوشبختی مطالعه کند زیرا این موضوع مربوط به اکتشافات علمی است. یعقوب بر این باور بود که باوجوداینکه خوشبختی تاحدی می‌تواند برنامه‌ریزی‌شده باشد، اما عنصر شانس هم ممکن است در آن نقش داشته باشد.

اگر از جنبه شغلی به آن نگاه کنیم، بدین معنی است که ممکن است تمام‌کارها را درست انجام دهید اما نتیجه منفی بگیرید، خصوصاً زمانی که دامنه‌ی نتایج احتمالی قطبی باشد. یک پژوهش دیگر اثبات کرد که شانس نقش به سزایی در کمک به افراد بی‌استعداد ایفا می‌کند تا از مستعدان پیشه بگیرند. در حقیقت، اقتصادان هایی که این موضوع را برسی کردند دریافتند که حتی سوپراستارها هم اگر به‌اندازه‌ای خوش‌شانس نباشند به موفقیت شغلی نخواهد رسید.

البته این را هم متذکر شوم که قبل از اینکه بخواهید همه‌چیز را پای شانس بگذارید، یادتان باشد که تصمیمات روزانه‌تان کماکان بروی نتایج زندگی تأثیر می‌گذارد. شانس بسیاری از موقعیت‌ها را خلق یا از بین می‌برد اما دنبال کردن یک مسیر باثبات و متمرکز کمکتان می‌کند تا چالشی  که در زندگی پیش رویتان قرار می‌گیرد را به شانس بدل کنید.

از قدرت شانس نهایت استفاده را کنید
فرض می‌کنیم به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اید و خیلی زود کارتان را راه انداخته‌اید و به طرز باورنکردنی موفق هستید. احساس می‌کردید اینکه یکی از اعضای تیم بنیان‌گذار شرکت باشید، شانس بزرگی است. اما چند ماه بعد، متوجه شدید که مدیرعامل شرکت در حال اختلاس پول است. شرکت ورشکست شد، شما دستگیر شدید (اگرچه بعد ثابت شد که بی‌گناهید) و بیکار شدید و دیگر قادر به کار کردن نیستید. این بدشانسی از بدترین نوعش می‌تواند باشد. هرچند این به‌اصطلاح یک  ضربه‌گیر است: در این حال، واکنش شما تنها گزینه‌ی تبدیل شانس به فرصت است. شانس می‌تواند به‌سرعت تغییر کند اما گستاخی و سخت‌کوشی زیاد بهترین مهارت و سلاحتان است که نقش و تأثیر بدشانسی را به حداقل می‌رساند.

یک‌بار دیگر مثال فرضی‌مان را برسی می‌کنیم. تصور کنید جای افسرده شدن، از آن تجربه ورشکسته  شدن استفاده کردید تا به دیگران کمک کنید .خطوط قرمزی که اکنون شما می‌بینید و زمانی که به آن سازمان تازه‌کار پیوستید از آن‌ها غافل شدید را ببینید. درنتیجه یک کسب‌وکار مشاوره تجاری راه می‌اندازید. این همان نتیجه دلخواهی که از ابتدا به‌عنوان یک مؤسس استارت آپ انتظارش را داشتید، نیست اما قطعاً به‌جای اینکه اجازه دهید یک چالش کوتاه‌مدت حرکت شمارا متوقف کند، یک بازی طولانی‌مدت را تجربه کردید.

برای برخی افراد، بدشانسی زندگی‌شان را خراب یا حتی به انتها می‌رساند. اما برای اکثر افراد بدشانسی همانند یکدست انداز جاده‌ای است که می‌توان بادید مثبت و پاسخ مناسب آن را مدیریت کرد.

استراتژی‌هایی که با آن‌ها می‌توانید شانستان را برگردانید
آیا دوست دارید بدانید که چطور از بیشترین شانستان بهره ببرید تا مطلوب‌ترین نتیجه را به دست آورید؟

از این چهار استراتژی استفاده کنید.

۱-   برای بالا بردن درصد شانستان سخت کارکنید
سخت کار کردن و هوشمندانه کار کردن بهترین دفاع در برابر تأثیرات بدشانسی است. حتی اگر در مسیری که حرکت می‌کنید بدشانسی برایتان پیش آمد، می‌توانید با انتخاب‌های کوچک  اما صحیح، به خاطر دلایل درست تأثیرات آن را به حداقل برسانید.

در اولین کار فروشم، بخشی به من داده شد که تنها یک حساب جهانی داشت و سال گذشته ادغام بزرگی را تجربه و تقریباً ۳۵۰ درصد از سهمیه را از آن خودکرده بود گروه در مطلوب‌ترین شرایط مالی خود بود اما متأسفانه زمانی که من به آن‌ها ملحق شدم. سهمیه به نشانه تورم افزایش یافت و بدون یک ادغام دیگر، شانس رسیدن به آن ( و کمسیون‌های پس‌ازآن ) عملاً صفر بود.

در آن زمان، دو انتخاب داشتیم،  یا غرق ناامیدی می‌شدم و یا هراندازه می‌توانستم از اعضای بااستعداد گروه یاد می‌گرفتم یا درحالی‌که در آن شرایط احساس ناامیدی می‌کردم می‌توانستم از تجربیات همکاران فوق‌العاده‌ای که داشتم استفاده کنم و با افرادی که سال دیگر می‌توانستند به من برای رفتن به بخشی بهتر و جدید کمک کنند، ارتباط برقرار کنم.

صرف‌نظر از اینکه شانستان چطور است، همیشه از خود بپرسید: “چه‌کاری در حال حاضر می‌توانم انجام دهم؟ با اعضای گروهتان کارکنید _ آن‌هایی که قدیمی‌تر هستند _ تا این استراتژی را بهتر بتوانید اعمال کنید. هر چه وقت کمتری را صرف احساس بیچارگی و ضعف و ناتوانیِ پس از ضربه‌ی بدشانسی کنید، زندگی بهتری خواهید داشت.

۲- تفاوت میان بدشانسی و تصمیم بد را بشناسید.
اینکه تفاوت میان بدشانسی و تصمیم بد را بفهمید و درک کنید اهمیت دارد. تشخیص آن ممکن است سخت باشد اما برای شناسایی تفاوت آن‌ها از خودتان بپرسید: آیا کاری بود که می‌توانستم انجام دهم تا از قبل نتیجه را حدس بزنم و از این شرایط خلاص می‌شوم؟ اگر پاسخ مثبت است، احتمالاً  انتخابتان بد بوده است.

به‌عنوان یک بازیکن سابق پوکر، شانس ورق‌ها به آن روز بستگی داشت. بعضی روزها احساس می‌کردم نمی‌توانم برنده باشم حالا به هر دلیلی روزهای دیگر احساس می‌کردم قطعاً برنده‌ام.

مهم‌ترین مسئله در هر دو موقعیت این بود که آیا درست‌ترین بازی را با ورق‌ها و بازیکنایی که با آن‌ها بازی می‌کردم را انجام می‌دادم یا خیر! شانس در بازی پوکر کوتاه‌مدت است. اما با تمرکز بر کیفیت تصمیم‌هایم، همیشه می‌توانستم بدشانسی کوتاه‌مدتم را تحمل‌کنم و برای مدت طولانی در صدر برنده‌های این بازی باشم.

۳-   بروی نعمت خوش‌شانسی سرمایه‌گذاری کنید.
معمولاً این بدشانسی است که بیشتر توجهمان را به خود جلب می‌کند اما اینکه بدانیم چطور بروی خوش‌شانسی‌مان هم سرمایه‌گذاری کینم مسئله مهمی است. برنده بودن احساس فوق‌العاده‌ای را به فردمی دهد اما خصوصاً زمانی که بیشتر نتیجه‌ی شانس باشد تا تصمیم‌گیری خوب، می‌تواند مشکل‌ساز شود. وقتی در زندگی‌تان به یک موفقیت بزرگ دست پیدا می‌کنید مهم این است که از آن لذت ببرید اما درعین‌حال حواستان باشد خیلی بر آن تکیه نکنید. ازآنچه خوش‌اقبالی برایتان به ارمغان آورده نهایت استفاده را ببرید. بدانید که این‌یک سپر سودمند  در برابر بدشانسی است که دیر یا زود سر راهتان قرار می‌گیرد.

به‌عنوان یک رهبر تجاری در راه اندازی کسب‌وکار، من و گروهم با چالش‌های فراوانی روبه‌رو می‌شویم. تغییر بازار، افزایش یا کاهش ناگهانی رقبا و محصولات معیوب اغلب مسائلی هستند که پیش روی ما قرار دارند. اما زمانی که گروهم معامله‌ی مهمی را برنده می‌شوند، ما نه‌تنها موفقیتمان را جشن می‌گیریم بلکه سعی می‌کنیم بهترین شویم. موفقیت خالق موفقیت است. بنابراین وقتی معامله بزرگی را برنده می‌شویم می‌خواهیم همه‌ی افراد (چه خارجی و  چه داخلی) از آن باخبر شوند و تمام سعی‌مان را می‌کنیم تا جایی که امکان دارد در معاملات موفق شویم. اگرچه این راه‌حل درگیری و چالش‌های استارت آپ نیست اما این دیدگاه به ما کمک می‌کند تا ناکامی‌هایمان را راحت پشت سر بگذاریم.

۴-  زمانی که بدشانسی برایتان اتفاق می‌افتد، مسیرتان را عوض نکنید!
تجربه ما از زندگی مجموعه‌ای از تأثیرات خارجی به همراه آنچه تحت کنترل ماست هست. زمانی که بدشانسی برایتان پیش می‌آید، مهم است که حضورش را متوجه شوید اما نباید تمرکزتان را از هر آنچه تحت کنترل دارید از دست بدهید. می‌بایست ارزیابی کنید که آیا نتیجه حاصل‌شده عاقبت بدشانسی بوده است یا تصمیم‌گیری نادرست؟! نباید بر اساس شانس مسیرتان را عوض کنید.

ممکن است هرگز از شانس داشتن دوست خوب، خواهر و برادر یا همکار خوب بهره‌مند نشده باشید. بسیار خوب. خوشبختی، روابط و موفقیت‌های کاری‌تان تنها بسته به شانس نیستند و هنگام کنترل شانس، تصمیمات شما از اهمیت بسزایی برخوردار هستند. قطعاً شانش به روش‌های غیرمنتظره‌ای به شما کمک می‌کند اما شمارا احیا یا نابود نمی‌کند. با داشتن نگرش درست، می‌توانید شانستان را همانند هر ابزار دیگری که در جعبه‌ابزار خوددارید مدیریت کنید تا به‌وسیله‌ی آن رویاهایتان تحقق یابد.

امیدوارم این روش ها برای افزایش شانس شما کاربردی باشد اگر شما فکر می کنید موارد دیگری وجود دارد که باعث افزایش شانس می شود برای ما کامنت کنید.

 

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ساعت: ۱۱:۴۱:۱۷ توسط:رابینز موضوع: نظرات (0)

چگونه حرفه ای شویم

چگونه حرفه ای شویم ؟ این سوالی است گاهی از خودمان میپرسم و دنبال پیدا کردن پاسخ آن می رویم، ما در این مقاله در رابینز میخواهیم روش های کاربردی برای حرفه ای شدن را با شما به اشتراک بگذاریم.

چگونه حرفه ای شویم
​ما امروزه در عصر اطلاعات هستیم و یکی از مشکلات و معضلات عصر اطلاعات زیاد بودن دانش هست یعنی این که شما در این عصر به اندازه ای دانش های پراکنده و متفاوت دارید که علناً دیگر تخصص جای خاصی ندارد یعنی هر فردی در هر زمینه ای در مدت یکی دو سال میتواند یک تخصص بدست بیاورد و در آن زمینه متخصص شود و اگر میخواهد  به صورت حرفه ای عمل کند پس کارهای دیگری باید انجام بدهد چون ما خیلی زیاد داریم افراد متخصصی که اصلاٌ نمیتوانند  حرفه ای رفتار کنند و به ثروت زیادی هم نرسیدند و اگر ما میخواهیم حرفه ای بشویم باید کارهای متفاوتی انجام دهیم.

در نتیجه این حرفه ای بودن باعث میشود به درآمد بیشتر  حتی برند سازی شخصی بهتری هم برسیم .

مهارت هایی که ما باید در این زمینه یاد بگیریم تا حرفه ای شویم:

فن بیان و سخنرانی حرفه ای ​

 

شما وقتی میخواهید حرفه ای بشید مطمئناً نیاز دارید به معرفی کردن خودتون و معرفی کردن کارتون و حتی معرفی کردن اطرافیانتون، پس شما باید بلد باشید چطوری با زبان تان ارتباط برقرار کنید با افراد و بتونید با آن ها صحبت کنید سخنرانی وبیان شما یکی از مهم ترین اِلِمان ها در نشان دادن این است که شما حرفه ای هستید یا نه؟ به هر صورت اگر شما در زمینه کاری خودتون یه ذره بالاتر رفتید و قوی تر شدید شما را به جایی دعوت میکنن برای صحبت کردن، و حتی قراره شما در یک جلسه صحبت کنید پس شما باید این مهارت را  به شدت یاد بگیرید.

 


نحوه پوشش یک ملاک برای حرفه ای شدن
​یکی از مهم ترین قسمت های حرفه ای بودن شما نحوه پوشش شماست چون افراد وقتی شما را میبینند در چند ثانیه اول شاید شما را بر اساس نحوه پوشش شما قضاوت کنند وشما طبق هر جایگاهی که هستید اگر مهندس، مدیر  و یا اگر دکتر هستید باید طبق آن جایگاه پوشش مناسب آن  را داشته باشید شاید اینجا برخی از افراد بگن، افرادی هستند که پوشش خاص جایگاه مدیر را ندارند ولی مدیر هستند و موفق، مورد اول اینکه شاید برخی از اون افراد استثنا هستند، و مورد بعد که در این قضیه  صدق میکنه این است که بعضی از این افراد به اندازه ای شناخته شده هستند در مسیر کارشون و اینقد موفق شدن که دیگه مردم به تیپ اون ها توجه نمیکنند و اسمشون و برند شخصی شونه که جلوتر از خودشون حرکت میکنه.

و  نحوه پوشش شما یک قسمتی از زبان بدن شماست که باید حتماً مد نظر داشته باشید.

تحقیق و مطالعه پشت صحنه ی حرفه ای ها
​حتماً در زمینه کاری تون تحقیق و مطالعه داشته باشید شما باید بدونید اتفاق های به روزی که در زمینه کاری شما رخ میده چیه. همچنین آپدیت باشید در اون زمینه وقتی شما مطالعه میکنید اگر جایی رفتید برای سخنرانی راحت تر میتونید سخنرانی کنید وحتی راحت میتونید متقاعد سازی را انجام بدید.

 

 

 

وقت شناسی 
​یعنی وقتی می خواهید جایی بروید سر موقع بروید وقتی جلسه دارید سر موقع حاضر شوید به موقع سر کار بروید .کلاً وقت شناس بودن شما را منظم، بابرنامه و حرفه ای نشون میده تا افرادی که  نیم ساعت یا یه ساعت از جلسه میگذره بعد حاضر میشوند هم اعصاب طرف مقابل را به هم میزنن  هم خودشون را غیر حرفه ای نشون میدن.

 

 

 

داشتن دفتر یاداشت
​یکی از مهم ترین قسمت ها که شما را حرفه ای نشون میده یک دفتر یاداشت داشته باشید و کار هاتون داخلش یاداشت کنید میتونید از سر رسید ها هم استفاده کنید سر رسید ها مدل های متفاوتی داره کوچک بزرگ از هر کدوم که میخواهید میتونید استفاده کنید یا میتونید در موبایل همراه تون یاداشت کنید بعضی موبایل ها مثل نوت دفترچه یاداشت دارند یا برای موبایل هایی که دفترچه یاداشت ندارند میتونید دانلود کنید. چون دفترچه یاداشت باعث میشه برنامه هاتون یادتون بیاد که قراره کدوم کارها را انجام دهید  چون مغز ما که کامپیوتر که نیست که همه چیز را حفظ بکنه  فراموش میکنیم وقتی ما دفترچه یاداشت داریم بهش نگاه میکنیم و یادمون میاد که چه کارهایی باید انجام دهیم.

http://robins.ir/professional/

 
 

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ دی ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۴۱:۰۸ توسط:رابینز موضوع: نظرات (0)